CLICK HERE FOR BLOGGER TEMPLATES AND MYSPACE LAYOUTS »

Thursday, August 13, 2009

چرا دارم خودمو واسه یه عنوان می کشم ؟؟؟ ندارم خب !!!!



خدایا

از تو انتظار لبخندی ندارم

تو هم عزادار ملتی




+نیمه شب ... بیداری .... شکلات .... تنهایی ..... موسیقی ..... لبخند تلخ ...... کتاب .....یک صفحه ، دو صفحه ،راستی چندتا بود ؟ ....... sms ..... پوففففف ..... برنامه ریزی .... کمی آرزو ..... کمی انتظار ..... کمی ناامیدی .... خود امیدواری ..... سردرد .... قرص.... ساعت .... خیلی بعد از نیمه شب ....... ترس از تاریکی ..... موسیقی ..... چراغ .... کاغذ ..... قلم..... نوشتن ..... دل کمی دوست داشتن می خواهد ، این بار با طعم باران


1 حرف کوچولو:

امير / با چشم ها . . . . said...

طعم بارانش آب حياته

باران پائيزي چشم ها رو باز ميكنه

خيلي وقته نيومدي ديدنم خانم